![]() |
![]() |
|
| عشق تنها کلمه ای است که نمیشود معنی کرد |
|
به آنهای که طابوتم را حمل می کنند :
روی طابوتم پارچه ی سیاهی بگذارید که همه بفهمند از غم مرده ام دستانم را از خاک بیرون بگذارید تا همه بفهمند چیزی از این دنیا نبرده ام چشمانم را باز بگذارید تا همه بفهمند چشم انتظار مرده ام تکه یخی روی قبرم بگذارید که وقتی که خورشید غروب میکند به جای یارم برایم گریه کند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 7:23 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
بوسه ای به بال پروانه می بندم تا برایت بیاورد ولی می ترسم که بال پروانه را بسوزاند یا آنقدر سنگین باشد که بال پروانه را بشکند عزیزم دوست دارم انگشتری باشم دردستهایت ولی می ترسم گم شوم دوست دارم گل باشم تا تو همیشه آن را ببینی ولی میترسم پژمرده شوم دوست دارم قطره اشکی باشم تا در چشمات بچکم و بر لبانت بوسه زنم دوست دارم مهتاب باشم تا بر چهره زیبایت بوسه زنم
------------------------------------------- بردی دل از من من از تو آن میخواهم وز گمشده ی خویش خبر از تو میخواهم سرمطلب هر مصرع حرفی بردار هر آنچه شد من از تو میخواهم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 22 آبان1385ساعت 11:52 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
اگر من عابرم کوچه ام تو هستی
اگر من عاشقم عشقم تو هستی ----------------------------------------- لیوان برلبت بوسه زد و من بر لب لیوان دیدی به چه حالت بر لبت بوسه زدم ---------------------------------------- دانی که توعی رهگذری نیست مرا جز دوری تو غم دیگری نیست مرا خواهم بر سویت پرواز کنم اما چه کنم بال پری نیست مرا --------------------------------------- دوست داشتن کلمه مقدسی است که میتوان به آن اکتفا کرد پس دوستم داشته باش تا ابد تا بتوانم زندگی را با تو باور کنم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 آبان1385ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
دیشب دلم گرفته بود بی اختیار اشک در چشمانم جاری شد نمی دانم برای چی ولی دوست داشتم در کنارم باشی دلم برات تنگ شده.
--------------------------------------- مردن را و زنده بودن را موقه ای تجربه کردم که میامدی و می رفتی نازنینم دوست دارم بی آنکه بدانم چرا زندگی در کلام تو خلاصه کردم و پایان زندگیم را در پناه تو. کاش الان در کنارم بودی و هر دو به آرامش قلبی می رسیدیم عزیزم زندگی را تو به من آموختی پس جدایی را به من بیاموز تا بتوانم طعم تلخ بی تو بودن را بیاموزم نازنینم زندگی را چگونه بی تو بیاموزم ولی اگر سرنوشت من خالی از محبت تو باشد زندگی را نمی خواهم نمی خواهم نمی خواهم ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 14 آبان1385ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
دلم میخواهد با تو در باغ سرسبز قدم بزنم و از ته دل بگویم دوستت دارم ای کاش می شد که با تو بروی ابری می نشستم و با هم به آسمان سفر می کردیم ولی افسوس.اگر زیباترین آواز را سر دهی در تنها ترین بیابان هم گوش شنوایی خواهی یافت.سرمایه هر دلی حرفی است برای نگفتن است کاش دوست بداند که اولین ستاره در شب دلواپسی هایم بوده است زمان همچون ابری میگذرد و گاهی دوستی ها را از هم جدا و گاهی قلب ها را به یکدیگر نزدیک می کند فقط در طلوع آفتاب مهربانی است که می شود لبخند اقاقیا را بوسید و نوازش نسیم را حس کرد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
دفترم را میگشایم در اولین برگ آن مینویسم طلوع عشق و در آخرین برگ آن مینویسم غروب عشق. عشق آتشی است که آسمان که روح انسان را گرم میکند مطلوب و شیرین از کابوس های زندگی می کاهد که من در عالم تنهایی همراه خواهم بود.
خواستم از عشق بگویم گفتی میدانی خواستم از غم بکویم گفتی میدانی بگذار از دل بگویم دوستت دارم چه نکند نمیدانی...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 8 آبان1385ساعت 12:20 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
هم تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید عطر صد خاطره پیچید گل صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی باز از آن کوکه گذشتیم پر گشودیم ودرآن خلوت دل خواسته گشودیم ساعتی چند برآن جوی نشستیم تو هم راز جهان ریخته در چشم سیاهت من هم محو تماشای نگاهت آنسمان صاف و شبا آرام بخت خندان و زمان آرام یادم آمد که شبی به من گفتی از این عشق حزر کن ساعتی چند بر این آب قطر کن آب آیینه ی عشق کوران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است یاد فردای که دلت بازگران است تا فراموش که چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر ار این عشق ندارم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 4 آبان1385ساعت 2:49 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
با سلام به همه ی دوستان امیدوارم که روزهای خوبی داشته باشین
یه نصیحت میخوام بکنم هیچوقت عاشق کسی که مطمئن نیستین نشین هیچوقت اسیره یه عشقه الکی نشین عشق عادمو میکشه |
| پيوندهاي روزانه |
|
سایت حرفه ای ها آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
|