![]() |
![]() |
|
| عشق تنها کلمه ای است که نمیشود معنی کرد |
|
وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن!!
------------ --------- --------- - يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست ------------ --------- --------- - تو ميري و من فقط نگاهت مي کنم , تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم , بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يگ لحظه باقيست |
|
+ نوشته شده در
جمعه 31 شهریور1385ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
تجربه تنها معلم بي رحم است که اول امتحان ميگيرد بعد درس ميدهد.
زيبايي عشق را به وجود نمي آورد ،بلکه عشق است که زيبايي را به وجود مي آورد. ---------------------------------- مي دوني قشنگي راه رفتن زير بارون چيه؟ اينه که هيچ کس نمي تونه اشکها تو زير بارون ببينه. --------------------------------- عشق آن چيزي است که در اوج خستگي لبخند را به لبانت مي آورد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 12:54 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
محبت را به دل داشتن صفای سینه میخواهد
به یاد دیگران بودن دل بی کینه میخواهد -------------------------------------------- نگاهت را به اندازه ی تمام دنیا دوست دارم ------------------------------------------- کاش گردنبندی بودم در گردنت و تن ظریفت را در بر میگرفتم کاش آسمان آنقدر بی رحم نبود و باران را نساره غرور خشک کویر می کرد کاش انسان حرف هم را می فهمیدن و کمتر به هم خیانت می کردند کاش... کاش... ----------------------------------------- دفترم را می گشایم و در اولین برگ آن مینویسم طلوع عشق و در آخرین برگ آن مینویسم غروب عشق چون با آمدن تو طلوع کرد و با رفتن تو غروب کرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 3:50 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
در حیرتم از مرام این مردم پست
این طایفه زنده کش مرده پرست تا شخص بود ز جفا تا مرد به عزت مردنش زدن سردست ----------------------------------------- کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود کاش سرنوشت اینقدر بی رحم نبود که تو را از من جدا کند کاش بی رحم ترین مردم با محبت ترین بودند ------------------------------------- پرنده را دوست دارم نه در قفس عشق را دوست دارم نه با هوس تو را دوست دارم تا آخرین نفس |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 2:2 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
به چشمات بیاموز هر کسی ارزش دیدن ندارد.
-------------------------------------------- روی سنگ نوشته ام دوستت دارم روی خاک نوشته ام دوستت دارم روی ساحل نوشته ام دوستت دارم اما سنگها شکستند خاک ها را باد برد ساحل نیز پاک گشت اما هیچ کس نتوانست نوشته ام قلبم را پاک کند چون از صمیم قلب نوشته ام که دوستت دارم. ---------------------------------------- دلی دارم شکسته چو کشتی بر لب دریا نوشته ام نامه ای از بیوفایی خدا لعنت کند به این جدایی. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 شهریور1385ساعت 9:45 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
هر بار که از کنارم میگذشتی آرزو داشتم این راز را از چشمانم بخونی ولی افسوس بی اعتنا گذشتی یه روز قلم بدست گرفتم خاستم بنویسم از دیدنه تو متنفرم ولی سرم رو از روی کاغذ بلند کردم دیدم نوشتم دوست دارم برای همیشه. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 26 شهریور1385ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
دستم بوي گل ميداد ، مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند
ولي هيچ کسي فکر نکرد شايد گلي کاشته باشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 25 شهریور1385ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
اگر مي خواي صد سال زندگي کني
من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم -------------------------------------- نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام |
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 شهریور1385ساعت 2:1 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
عشق کلمه ايست که بار ها شنيده مي شود ولي شناخته نمي شود. عشق صداييست که هيچ گاه به گوش نمي رسد ولي گوش را کر مي کند. عشق نغمه ي بلبليست که تا سحر مي خواند ولي تمام نمي شود. عشق رنگيست از هزاران رنگ اما بي رنگ است. عشق نواييست پر شکوه اما جلالي ندارد. عشق شروعيست از تمام پايان ها اما بي پايان است. عشق نسيميست از بهار اما خزان از آن مي تراود. عشق کوششيست از تمام وجود هستي اما بي نتيجه. عشق کلمه ايست بي معني ولي هزاران معني دارد. عشق……… عشق ۱۰ عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را مي رساند ولي معني آن گفتني نيست. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 24 شهریور1385ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
هر کسي چيزايي رو که شما مي گين مي شنوه.
ولي دوستان به حرفاي شما گوش مي دن. اما بهترين دوستان حرفايي رو که شما هرگز نمي گين مي شنون. -------------------------------------- -------------------------------------- يه دوست، فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونا رو واسه ات بخونه -------------------------------------- هنگامي که محبت به شما اشاره مي کند، -------------------------------------- دنبال نگاهها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال -------------------------------------- دقايقي توي زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 شهریور1385ساعت 1:30 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
وقتي بهم گفتي تا آخر دنيا دوست دارم تازه فهميدم چرا ميگن دنيا 2 روزه.
-------------------------------------- اگر روزي دستهاي سنگين زندگي انگشتهايت را رها كرد، لحظهاي ترديد مكن، اين را بدان كه هميشه يك گوشه از بالهاي پرستو براي هجرت تو خالي است. با بنفشهها كوچ كن و نزد من بازگرد. من كنار تنهاترين لاله اين دشت بزرگ در تاريكي مطلق انتظار تو را ميكشم. --------------------------------------
بهم بگو که مي خواي يه دوست رو هم همراه خودت ببري يا نه. -------------------------------------- من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم چون من هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم. -------------------------------------- دوستي واقعي مثل سلامتي هست ارزش اون رو معمولا تا وقتي که از دستش بديم نمي دونيم. --------------------------------------
که تموم دنيا از پيشت رفتن. -------------------------------------- جلوي من قدم بر ندار، شايد نتونم دنبالت بيام. پشت سرم راه نرو، شايد نتونم رهرو خوبي باشم. کنارم راه بيا و دوستم باش. --------------------------------------
-------------------------------------- من به تو تکيه مي کنم و تو به من و اونوقت همه چيزمون مرتبه --------------------------------------
من با اونا عبور نخواهم کرد، بلکه اون طرف پل خواهم بود براي کمک به اونا. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 3:45 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
روي دروازه قلبم نوشتم:
ورود ممنوع! دلِ پريشان آمد. گفتم بخوانش.خواند و بازگشت. اميد مضطرب آمد. گفتم بخوانش.خواند و باز گشت. آرزو با دلهره آمد. گفتم بخوانش.خواند و باز گشت. عشق خنده کنان آمد. گفتم خوانديش؟! گفت: من سواد ندارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 9:56 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
اگه يه روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي
زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح.... قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم -------------------------------------- عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است. -------------------------------------- وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند.زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي اذان تا نماز
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 7:3 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
يه دختره کور يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت مراقب چشمای من باش.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
اسمت رو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي . گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني . گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي منم برم . -------------------------------------- وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه زود دستمو بالا گرفتم گفتم : يک بخش اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق ? بخشه : ?. عطش ديدنه تو ?. شوق با تو بودن ?. و اندوه بي تو بودن . -------------------------------------- زندگي ? چيز بيشتر نيست : ?. به اجبار به دنيا آمدن . ?. با غم زيستن . ?. با آرزو مردن . -------------------------------------- عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
نه!نرو!صبر کن
قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو -------------------------------------- عيب کار اينجاست که من '' آنچه هستم '' را با '' آنچه بايد باشم '' اشتباه مي کنم ، سرنوشت کوهها تنها گواه بودن است آنها مانند رودخانه ها نيستند که حرکت ميکنند و منظره را عوض ميکنند. در دنياي واقعي عشق مي بايست ممکن باشد کسي که دوست ميدارد نياز دارد که گم شدن وباز يافتن را بلد باشد. -------------------------------------- از راهي نرويد که روندگان آن بسيارند راهي را طي کنيد که روندگان آن اندکند. -------------------------------------- اگر زندگي يك پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بكنيد و به دنبال دوستي باشيد تا با او قسمت كنيد. خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که -------------------------------------- بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 شهریور1385ساعت 3:46 قبل از ظهر توسط عاشق |
|
|
میدونین عشق یعنی چی نه هیچکی نمیدونه یعنی هرکسی نمیدونه همه فکر میکنن عشق بچه بازیه که هرکی بگه دوست دارم یعنی عاشقه نه اینجوریا هم نیست عشق یعنی ع-ش-ق یعنی علاقه ی شدیده قلبی یعنی حتی حاضر بشی بخاطره عشقت از همه بگذری حتی از جونت حتی بخوای برای اون بمیری یه عاشقه واقعی همیشه عاشق میمونه و همیشه هم پیش عشقش میمونه چیزی که تویه عشق مهمه اینه که هیچوقت دروق نگی. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 شهریور1385ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
آغاز کسي باش که پايان تو باشد
منتظر باش اما معطل نشو تحمل کن اما توقف نکن قاطع باش اما لجباز نباش صريح باش اما گستاخ نباش بگو آره اما نگو حتما بگو نه ولي نگو ابدا اين يعني همه چي باش و هيچي نباش
توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره
شگفتـــــــا
ازسنگهايي که درسرراهتان هست براي ساختن پلکان استفاده کنيد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 شهریور1385ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 شهریور1385ساعت 5:12 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
دوری ، عشق را شدت ميبخشد و نزديکی ،قوت .
پيری مانع از عشق نيست اما عشق تا حدودی مانع از پيريست . هرگز ندا نستم چگونه ستايش کنم تا آنکه آموختم . عشق ناتمام ميگويد: من تو را دوست دارم چون به تو نياز دارم . عشق تمام ميگويد: من به تو نياز دارم چون تو را دوست دارم . درحساب عشق يک +يک مساوی است با همه چيز و دومنهای يک برابرهيچ . عشق چيزی جزيافتن خويش در ديگران و شادکامی در شناخت نيست . عشق همانند پروانه ايست که اگر سفت بگيری له ميشودو اگر سست بگيری ميگريزد . عشق چون ميوه است. ممکن است خوب به نظرآيد اما تا وقتی که نرسيده آن را گاز نزن . عشق چون ساعت شنی است . با خالی شدن مغز، قلب پر ميشود . عشق غلبه خيال بر خرد است . مرد به کرات عشق ميورزد ، اما کم . ولی زن به ندرت ،اما بسيار . |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 شهریور1385ساعت 5:9 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
دلم نمی خواهد دستهایم را در دستهای سرد غم بگذارم و زندگی کنم
دلم نمی خواهد دستهای سردم را در دستهای غم بگذارم و گریه کنم دستهای من و غم هردو سرد است و من با گرفتن دستهای غم دستهایم یخ میزنند.از غصه ، از تنهایی یخ میزنند.راهی ندارم باید دستان غم را بگیرم وقتی محبتی نیست امید به زندگی ام با گرفتن دستهای سرد غم از بین می رود دلم می خواهد دستهای گرم محبت را بفشارم.دلم می خواهد دستهای گرم محبت را بفشارم تا یخ های دستم از گرمای محبت آب شوند. می خواهم با گرفتن دستهای محبت گریه کنم اما اینبار گریه شوق. اما هیچ دستی از سوی محبت برروی من دراز نمیشود. غم با تنهایی، با غصه، با درد آمده به سراغ من. به استقبال کدامیک باید رفت؟ دستان سرد کدامیک راباید گرفت وقتی راهی جز این نباشد؟ غم که به زندگی بیایید دیگر رفتنی نیست غم که به زندگی بیاییدشکستنی نیست یخ دستان غم آب شدنی نیست تنها محبت است که میتواند این یخ را آب کند و غم را از زندگی محو کند. اما افسوس که محبتی نیست محبت پس تو کجایی که زندگی ام دارد با بودن غم و تنهایی تباه می شود |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 شهریور1385ساعت 5:3 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
روزی که تو را با لباس سپید به خانه بخت می برند و غریبه ای تو را در آغوش می گیرد همان رو مرا با لباس سپید و تابوتی سیاه... به خانه بخت خواهند برد اگر روزی اگر روزی دلت برایم تنگ شد به هر گورستانی که دلت خواست برو و در پایین ترین جای آن چند قطره اشک نثار حاشیه پاک دوستی مان کن |
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 شهریور1385ساعت 4:38 بعد از ظهر توسط عاشق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
با سلام به همه ی دوستان امیدوارم که روزهای خوبی داشته باشین
یه نصیحت میخوام بکنم هیچوقت عاشق کسی که مطمئن نیستین نشین هیچوقت اسیره یه عشقه الکی نشین عشق عادمو میکشه |
| پيوندهاي روزانه |
|
سایت حرفه ای ها آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
|